نویسندگان

BloodSpite ، در کوه های آیداهو نقره ای
- درباره BloodSpite
من زندگی را به عنوان یک گاوچران خوب OL از مد افتاده شروع شده است ، و عطف به این پسر وحشی معمولی خود را به چشم جنوبی. جایی در طول راه من بزرگ شده است ، اما شما آن را نمی دانم اگر من تراشیده هه. من سابق مدیر بازار مخابرات. من سفرهایی به دور دنیا راه اندازی شبکه های سلولی برای حمل همراه است. با این حال من به تازگی تغییر شغل به تدارکات ساخته شده است.
من در ذخایر ارتش ایالات متحده خدمت کرده است و وظایف و فعالیت های داوطلبانه ، از خدمت تقریبا 10 سال در ترکیب است. من پزشکی مرخص شد که 2 ماه خجالتی. شده اند مدیر پروژه IT ، افسر پلیس ، توزیع کننده ، پلیس ، آی بی ام سخت افزار مشکلات ، پاکارد بل فیلد فن آوری و سانتا کلاوس در بوفالو نیویورک چون من بود یک سال را شکست.
مین گرجستان مطرح شده ، به دنیا آمد ، خانواده ایرلندی و شخصیت پایین خانه من از مد افتاده قدیمی ، محافظه کار ، با برخی از ایده های عجیب و غریب در مورد جهان. من وبلاگ نویسی را از سال 1995 که قبلا در سایت خواهر ما Techography . من یک بار مصاحبه در وبلاگ Basils ، میلیون ها سال پیش است .
- درباره V00d3w
برای شروع ، من آموزش بسیار کمی رسمی در زمینه کامپیوتر ، همه چیز من می دانم که از شب های بی شماری که بیدار ماندن تمام شب در مقابل درخشش شگرف دوست یافت و جدید من آمد . کامپیوتر.
اولین کامپیوتر با تفننی ناخدا 64 نفر بود... و من اسکریپت خام کد ، و سپس همانطور که می دانید ، همه چیز تنها بزرگتر و سریع تر است ، بنابراین من تا به حال برای نگه داشتن. من با tings نگه داشته به عنوان زمان می رفتند و خیلی هم موفق بودم. دوستان من و به من یاد گرفتم که چگونه برای نوشتن صفحات وب ، همچنین با استفاده از کد خام... بسیار سرگرم کننده است. بلافاصله بعد از آن شروع کردم اب شلپ شلپ کردن در پیکربندی سخت افزاری و ساخت کامپیوتر... نیز بسیار سرگرم کننده است. بنابراین در حال حاضر دست من من سعی می کنم در این چیزی که به نام وبلاگ نویسی ، بنابراین در اینجا می رود... و اگر شما برای انجام آنچه را من می نویسم اهمیتی نمی دهند ، خب ، فقط به یاد داشته باشید که همیشه می تواند بدتر.
سپس ، من در زمان چند سال ، خوب ، من آنها را نمی کردن..... من سعی کردم برای از بین بردن این جهان از حضور من با گرفتن بهترین است که "خیابان" به حال برای ارائه. نیازی به گفتن نیست ، من در برنامه من تقریبا موفق شد که من در جایی که زندگی من را نجات داد فرود آمد ، به نام فرمت ، نوتوانی مرد بی خانمان. است که جایی که من با همسرم ، او دختر مشاوران من بود ، و ما را در عشق سقوط کرد فورا. من به مدت 9 ماه در آنجا ماند و امروز من لری و ازدواج کرده و دارای یک پسر بچه با نام تجاری جدید. من هرگز شادتر.
با که گفت ، من دوباره هرگز را زندگی مسلم ، و همچنین من می خواهم بگویم که من هیچ چیز تاسف من انجام داده اند ، برای تمام برنامه توسط من قدرت بالاتر بود. طول می کشد آنچه در آن طول می کشد برای شما که می خواهید است. من هرگز فکر نمی کردم من می خواهم به جایی که من امروز هستم ، اما من خدا را شکر که من با خیال راحت وارد است.



















































ارتباطات ورودی